محمد مهدى ملايرى

227

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

رويدادهاى آن به روزگار خسروپرويز بازمىگردد . و ديگر از بناهاى ساسانى كه در ادبيّات جاهلى نام آن برده شده قصر ذى الشرفات است كه تابه‌حال يكى دوبار به مناسبتهاى مختلف از آن ياد شده و بيت زير هم كه در آن نام اين قصر در رديف قصر خورنق و سدير آمده ، در يكى از آن مناسبتها نقل گرديده است ، و در اين‌جا توضيح بيشترى دربارهء آن ، تا آن حد كه به مطالعات مشترك فارسى - عربى ارتباط مىيابد ، اضافه مىشود : اهل الخورنق و السّدير و بارق * و القصر ذى الشرفات من سنداد اين بيت از قصيده‌اى است از سروده‌هاى اسود بن يعفر النهشنى كه ياقوت آن را نقل كرده « 1 » و گويد آن را مزاحم مولى عمر بن عبد العزيز هنگامى كه عمر به قصر آل جفنة گذشت و از ويرانى آن متأثّر گرديد براى عمر خواند . چه اين قصيده هم در همين زمينه‌هاى پند و عبرت است و چنين آغاز مىشود : و من الحوادث لا ابا لك انّنى * ضربت علىّ الارض بالاسداد لا اهتدى فيها لمدفع تلعة * بين العراق و بين ارض مراد ماذا أ امّل بعد آل محرّق * تركوا منازلهم و بعد اياد اهل الخورنق و السّدير و بارق * و القصر ذى الشّرفات من سنداد قصر ذى الشرفات كه در اين بيت آمده معنى آن « كاخ كنگره‌دار » است . بناى اين‌گونه كاخها از ويژگيهاى دهقانان ايرانى بوده كه در املاك خود مىزيسته‌اند و معمولا گذشته از املاك خود روستاهاى ديگرى را هم از سوى دولت در قلمرو ادارهء خود داشته‌اند و همهء امور آنها را هم سرپرستى مىكرده‌اند و از آن جمله وصول ماليات آنها را هم برعهده داشته‌اند . خانهء آنها را كه فضائى بزرگ هم داشته ، ديوارى بلند احاطه مىكرده كه داراى كنگره بوده و اين علامت مشخّصهء آنان بوده است . جاحظ در جائى كه از اهتمام ايرانيان به بناهاى بزرگ و ماندنى ، كه چون يادگارى از آنها برجاى ماند ، سخن گفته و چند تا از اين بناها را هم ياد كرده ، گويد ، به‌همين‌سبب ايرانيان ايجاد بناهاى شريف را هم مانند نامهاى شريف جز از خاندانهاى كهن نمىپسنديدند . از جمله چيزهائى كه به اين

--> ( 1 ) - معجم البلدان ، 2 / 165 .